
- ۳ بهمن ۱۴۰۴
- ...
- بدون پاسخ
- 9 دقیقه
بدهی غیرجاری در حسابداری چیست؟ مثالها، انواع و اهمیت آن در ترازنامه
اشتراک گذاری این مقاله:


نویسنده:
مصطفی بخشیان

نویسنده:
مصطفی بخشیان
تاریخ بروزرسانی:
۲۶ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه:
تعداد بازدید:
سطح مقاله:
مبتدی
بدهی غیر جاری درحسابداری به تعهداتی گفته میشود که سررسید تسویه آنها بیش از یک سال مالی یا یک چرخه عملیاتی کامل است و در بخش بدهیهای بلندمدت ترازنامه طبقهبندی میشوند. این نوع بدهی معمولاً برای تأمین مالی سرمایهگذاریهای بزرگ، خرید داراییهای غیرجاری یا توسعه فعالیتهای شرکت ایجاد میشود و نقش مهمی در ساختار سرمایه دارد. تفکیک درست آن از بدهیهای جاری برای تحلیل نقدینگی، توان پرداخت و ارزیابی ریسک مالی ضروری است. در این مقاله از سیبا حساب قصد داریم ماهیت، انواع، کاربرد و اهمیت بدهی غیرجاری را بهصورت دقیق و کاربردی بررسی کنیم تا در تحلیل و ثبتهای حسابداری دید شفافتری داشته باشید.

بدهی غیرجاری در حسابداری چیست؟
قبل ار تشریح مفهوم بدهی غیر جاری باید بدانیم که اصلا بدهی در حسابداری چیست؟ مقاله مربوطه دارای اطلاعات مکفی است. بدهی غیرجاری تعهدی است که شرکت بر اساس قرارداد یا رویداد مالی گذشته ایجاد کرده و انتظار میرود بیش از دوازده ماه بعد تسویه شود، بنابراین در مقابل بدهی جاری قرار میگیرد که سررسید کوتاهمدت دارد. این بدهیها معمولاً برای تأمین سرمایه موردنیاز خرید داراییهای غیرجاری، اجرای پروژههای توسعهای یا تثبیت ساختار سرمایه استفاده میشوند. از منظر اصول حسابداری، شناسایی و طبقهبندی صحیح آنها در ترازنامه اهمیت زیادی دارد زیرا مستقیماً بر تحلیل توان پرداخت و ارزیابی ریسک مالی اثر میگذارد. به بیان ساده، هر تعهدی که فشار نقدی آن در کوتاهمدت ایجاد نشود اما در بلندمدت باید مدیریت شود، در این گروه قرار میگیرد.
ماهیت و جایگاه بدهی غیرجاری در ترازنامه
ماهیت بدهی غیر جاری بر پایه تعهد الزامآور شرکت در قبال اشخاص ثالث شکل میگیرد؛ تعهدی که در نتیجه یک رویداد مالی گذشته ایجاد شده و خروج منافع اقتصادی در آینده را بهدنبال دارد. در چارچوب معادله حسابداری، این بدهیها در سمت چپ ترازنامه و در کنار سایر بدهیها گزارش میشوند و در مقابل داراییها و حقوق صاحبان سرمایه قرار میگیرند. جایگاه بدهی غیرجاری در بخش بدهیهای بلندمدت ترازنامه است تا استفادهکنندگان صورتهای مالی بتوانند زمانبندی تعهدات را از بدهیهای جاری تفکیک کنند. این طبقهبندی دقیق به تحلیلگران کمک میکند ساختار سرمایه و نسبت بدهی به دارایی را با دید روشنتری بررسی کنند.
مقایسه بدهیهای غیرجاری و جاری
تفکیک بدهی جاری و غیرجاری صرفاً یک طبقهبندی شکلی در ترازنامه نیست، بلکه مبنای تحلیل نقدینگی و توان پرداخت شرکت است. بدهی جاری تعهدی است که ظرف یک سال مالی تسویه میشود، در حالیکه بدهی غیرجاری سررسیدی فراتر از این بازه دارد و معمولاً به تأمین مالی بلندمدت مرتبط است. این تفاوت بر ساختار سرمایه، ریسک مالی و برنامهریزی جریان نقدی اثر مستقیم میگذارد. درک دقیق این تمایز به حسابداران و مدیران مالی کمک میکند ثبت حسابداری و ارائه صورت مالی را با دقت بیشتری انجام دهند.
| معیار مقایسه | بدهی جاری | بدهی غیرجاری |
| سررسید پرداخت | حداکثر تا یک سال مالی | بیش از یک سال مالی |
| اثر بر نقدینگی | تأثیر مستقیم و کوتاهمدت بر نقدینگی | اثر تدریجی و بلندمدت بر جریان نقدی |
| محل گزارش در ترازنامه | بخش بدهیهای جاری | بخش بدهیهای بلندمدت |
| نمونهها | حسابهای پرداختنی، اقساط سال جاری وام | وامهای بلندمدت، اوراق قرضه، ذخیره مزایای پایان خدمت |
| نقش در تحلیل مالی | ارزیابی توان پرداخت کوتاهمدت | ارزیابی توان پرداخت بلندمدت و اهرم مالی |
| حساسیت تحلیلگران | تمرکز بر نسبت جاری و نسبت سریع | تمرکز بر نسبت بدهی به دارایی و پوشش بهره |
چرا لازم است تفاوت آنها را بدانیم؟
شناخت تفاوت این دو گروه برای تهیه انواع صورتهای مالی حسابداری و طبقهبندی صحیح در پایان دوره مالی ضروری است، زیرا اشتباه در تفکیک میتواند نسبتهای نقدینگی را مخدوش کند. برای مثال اگر بخش جاری یک وام بلندمدت بهدرستی تفکیک نشود، تصویر نادرستی از توان کوتاهمدت شرکت ارائه میشود. حسابرسان نیز در رسیدگیهای خود به این طبقهبندی توجه ویژه دارند چون بر ارزیابی ریسک واحد تجاری اثر میگذارد. بنابراین این تمایز فقط تئوریک نیست، بلکه پیامد عملی و تحلیلی دارد. ثبت این بدهیها در ترازنامه حسابداری نیز از اهمیت والایی برخوردار است.
اثر این تفاوت بر تحلیل مالی شرکت
طبقهبندی بدهیها مستقیماً بر نسبتهایی مانند نسبت جاری، نسبت بدهی به دارایی و شاخصهای اهرم مالی اثر میگذارد. افزایش بدهی جاری میتواند نشانه فشار نقدینگی باشد، در حالیکه رشد بدهی غیرجاری اغلب به سرمایهگذاری بلندمدت مرتبط است، هرچند ممکن است سطح ریسک مالی را بالا ببرد. تحلیلگران با مقایسه این دو بخش، توان پرداخت کوتاهمدت و بلندمدت شرکت را جداگانه ارزیابی میکنند. در نتیجه، تفکیک درست آنها پایه بسیاری از تصمیمهای اعتباری و سرمایهگذاری است. تحلیل مالی صحیح مالی در یک شرکت نشاندهنده شدت اهمیت حسابداری در کسبوکارها است که موضوعی کلیدی در دنیای حسابداری به شمار میرود.
نقش بدهی غیرجاری در صورتهای مالی
بدهی غیرجاری مستقیماً در ترازنامه گزارش میشود، اما اثر آن محدود به این صورت مالی نیست و بر صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد نیز تأثیر میگذارد. هزینه بهره ناشی از وامهای بلندمدت در صورت سود و زیان شناسایی میشود و بازپرداخت اصل بدهی در صورت جریان وجوه نقد، بخش فعالیتهای تأمین مالی را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین در برخی موارد، خرید داراییهای مرتبط با این بدهیها موجب شناسایی استهلاک در دورههای بعدی میشود که بر سود خالص اثر میگذارد. بنابراین برای تحلیل کامل وضعیت مالی، باید بدهی غیرجاری را در ارتباط با کل صورتهای مالی بررسی کرد نه صرفاً بهعنوان یک عدد در ترازنامه.
انواع بدهیهای غیرجاری
انواع بدهی غیرجاری شامل تعهداتی است که سررسید آنها بیش از یک سال بوده و معمولاً برای تأمین مالی سرمایهگذاریهای بلندمدت ایجاد میشوند. این بدهیها بسته به نوع قرارداد، منبع تأمین مالی و ماهیت تعهد، شکلهای متفاوتی دارند اما همگی در بخش بدهیهای بلندمدت ترازنامه طبقهبندی میشوند. شناخت دقیق این انواع به حسابداران کمک میکند ثبت حسابداری را بهدرستی انجام دهند و در تحلیل ساختار سرمایه دچار خطا نشوند. در ادامه، مهمترین مصادیق این بدهیها را مرور میکنیم.
وامها و تسهیلات بلندمدت
وامهای بانکی و تسهیلات بلندمدت از رایجترین انواع بدهی غیرجاری هستند که شرکتها برای خرید داراییهای غیرجاری، توسعه خطوط تولید یا اجرای پروژههای سرمایهای دریافت میکنند. بخش سررسیدشده در سال آتی بهعنوان بدهی جاری طبقهبندی میشود و مابقی در گروه بدهیهای غیرجاری باقی میماند. بهره این وامها در صورت سود و زیان شناسایی میشود و بازپرداخت اصل آن در صورت جریان وجوه نقد انعکاس مییابد. مدیریت صحیح این تسهیلات نقش مهمی در کنترل هزینه تأمین مالی دارد.
اوراق قرضه قابل پرداخت
انتشار اوراق قرضه یکی از روشهای تأمین سرمایه از بازار سرمایه است که تعهد بازپرداخت اصل و پرداخت بهره دورهای را برای شرکت ایجاد میکند. اوراقی که سررسید آنها بیش از یک سال است در بخش بدهیهای غیرجاری ثبت میشوند و بهعنوان منبع تأمین مالی بلندمدت شناخته میشوند. شرایط انتشار، نرخ بهره و مدت سررسید میتواند بر ساختار اهرم مالی شرکت اثر بگذارد. تحلیل این اوراق برای ارزیابی ریسک اعتباری اهمیت زیادی دارد.
ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان
تعهدات مربوط به مزایای پایان خدمت کارکنان، نمونهای از بدهی غیرجاری است که بهتدریج و بر اساس خدمت کارکنان شناسایی میشود. این مبلغ نشاندهنده تعهد آتی شرکت در قبال نیروی انسانی است و در ترازنامه بهعنوان بدهی بلندمدت گزارش میشود. برآورد دقیق این ذخیره نیازمند محاسبات منظم و رعایت اصول حسابداری است. بیتوجهی به آن میتواند تصویر نادرستی از وضعیت مالی ارائه دهد.
اجارههای بلندمدت
در قراردادهای اجاره بلندمدت، شرکت متعهد میشود طی دورهای بیش از یک سال، مبالغ مشخصی را پرداخت کند که این تعهد در قالب بدهی غیرجاری شناسایی میشود. بسته به نوع قرارداد، ممکن است دارایی مربوط نیز در ترازنامه ثبت شود و هزینههای مرتبط در دورههای مختلف شناسایی گردد. این نوع تعهد بر نسبت بدهی به دارایی و ساختار سرمایه اثر میگذارد. به همین دلیل تحلیل آن برای حسابرسان و مدیران مالی اهمیت ویژهای دارد.
سایر تعهدات بلندمدت
برخی تعهدات مانند مالیات معوق یا درآمدهای معوق بلندمدت نیز در دسته بدهیهای غیرجاری قرار میگیرند. این موارد معمولاً ناشی از تفاوتهای زمانی در شناسایی درآمد یا هزینه هستند و تسویه آنها در دورههای آتی انجام میشود. ثبت صحیح این اقلام باعث میشود صورت مالی تصویری منصفانه از وضعیت تعهدات شرکت ارائه دهد. بررسی این بخش به درک کاملتر کاربرد بدهی غیرجاری کمک میکند. یکی از تعهدات بلند مدت که معمولا نادید گرفته میشود، مالیات و علیالخصوص اظهارنامه مالیاتی است، مقاله موجود در سیبا پاسخ درست به این نیاز را پوشش میدهد.
نمونههای کاربردی از بدهیهای غیرجاری
برای درک کاربرد بدهی غیرجاری کافی است یک سناریوی عملی را در نظر بگیریم؛ فرض کنید شرکت برای خرید یک خط تولید جدید، وام پنجساله دریافت میکند، در این حالت بخش بلندمدت وام در بدهیهای غیرجاری و اقساط سال آتی در بدهی جاری طبقهبندی میشود. یا زمانی که شرکت اوراق قرضه سهساله منتشر میکند، تعهد بازپرداخت اصل اوراق تا قبل از سال پایانی بهعنوان بدهی بلندمدت گزارش میشود. حتی تعهد مربوط به مزایای پایان خدمت کارکنان نیز نمونهای از بدهی غیرجاری است که بهتدریج شناسایی میشود اما پرداخت آن در آینده انجام خواهد شد. این مثالها نشان میدهد بدهی غیرجاری صرفاً یک مفهوم تئوریک نیست، بلکه در بسیاری از ثبتهای روزمره حسابداری حضور دارد.
اهمیت بدهیهای غیرجاری در تحلیل مالی
اهمیت بدهی غیرجاری زمانی روشن میشود که به نقش آن در ارزیابی سلامت مالی شرکت توجه کنیم، زیرا این بدهیها نشان میدهند شرکت تا چه حد از منابع استقراضی برای تأمین سرمایه استفاده کرده است. تحلیل سطح و روند این تعهدات به مدیران مالی و حسابرسان کمک میکند ساختار سرمایه و میزان اتکای شرکت به بدهی را بررسی کنند. از طرف دیگر، مقایسه بدهیهای بلندمدت با داراییهای غیرجاری تصویری واقعبینانه از توان بازپرداخت در افق بلندمدت ارائه میدهد. بنابراین، بررسی این بخش برای تصمیمهای سرمایهگذاری و اعطای اعتبار ضروری است. مهمترین کارکردهای بدهی غیرجاری در تحلیل مالی عبارتاند از:
- کمک به ارزیابی ساختار سرمایه و میزان اتکا به منابع استقراضی
- مبنای محاسبه نسبتهای اهرمی مانند نسبت بدهی به دارایی
- نشاندهنده توان بازپرداخت بلندمدت شرکت
- ابزار تحلیل ریسک مالی در تصمیمهای اعتباری
- شاخصی برای بررسی تعادل میان رشد سرمایهگذاری و سطح تعهدات
نقش در ارزیابی قدرت مالی و اهرم مالی
بدهیهای غیرجاری در محاسبه نسبتهایی مانند نسبت بدهی به دارایی و شاخصهای اهرم مالی نقش کلیدی دارند و نشان میدهند چه بخشی از داراییها از طریق بدهی تأمین شده است. هرچه سهم بدهی بلندمدت در ساختار سرمایه بیشتر باشد، ریسک مالی افزایش مییابد اما در عین حال میتواند بازده حقوق صاحبان سرمایه را نیز تقویت کند. تحلیلگران با بررسی این نسبتها، تعادل میان ریسک و بازده را ارزیابی میکنند. در نتیجه، مدیریت سطح اهرم مالی به یک تصمیم استراتژیک تبدیل میشود.
تأثیر بر جریان نقدی و توان پرداخت
بدهی غیرجاری با جریانهای نقدی آتی ارتباط مستقیم دارد، زیرا بازپرداخت اصل و بهره آن نیازمند برنامهریزی دقیق نقدینگی است. بررسی نسبت پوشش بهره و مقایسه بدهی بلندمدت با جریانهای نقدی عملیاتی، تصویری از توان پرداخت شرکت ارائه میدهد. اگر جریان نقدی پایدار و قابل پیشبینی باشد، شرکت میتواند سطح مشخصی از بدهی بلندمدت را بدون افزایش جدی ریسک مدیریت کند. در مقابل، نوسان شدید در جریان نقدی میتواند فشار بازپرداخت را افزایش دهد.
ریسکها و چالشهای بدهیهای غیرجاری
در کنار مزایای تأمین مالی بلندمدت، بدهیهای غیرجاری میتوانند ریسکهایی برای ساختار مالی شرکت ایجاد کنند، بهویژه اگر رشد آنها با افزایش متناسب در سودآوری و جریان نقدی همراه نباشد. افزایش تعهدات بلندمدت ممکن است انعطافپذیری مالی را کاهش دهد و در شرایط رکود یا افت فروش، فشار بازپرداخت را تشدید کند. به همین دلیل مدیریت این بدهیها صرفاً به ثبت حسابداری محدود نمیشود و نیازمند برنامهریزی مالی دقیق است. در ادامه، مهمترین چالشهای این حوزه را بررسی میکنیم.
خطر اهرم مالی بیشازحد
استفاده بیشازحد از بدهی بلندمدت میتواند نسبت بدهی به سرمایه را افزایش داده و ریسک مالی شرکت را بالا ببرد. در چنین شرایطی، حتی کاهش جزئی در سود عملیاتی ممکن است توان پوشش بهره را تحت تأثیر قرار دهد. این وضعیت میتواند بر تصمیم سرمایهگذاران و اعتباردهندگان اثر منفی بگذارد. بنابراین تعیین سطح بهینه اهرم مالی اهمیت راهبردی دارد.

اثر بر اعتبار و هزینه تأمین مالی
سطح بالای بدهی غیرجاری ممکن است بر ارزیابی اعتباری شرکت اثر بگذارد و در نتیجه هزینه تأمین مالی را افزایش دهد. اعتباردهندگان معمولاً ساختار سرمایه و توان بازپرداخت را پیش از اعطای تسهیلات بررسی میکنند. اگر ریسک ادراکشده افزایش یابد، نرخ بهره یا شرایط قرارداد سختگیرانهتر خواهد شد. این موضوع مستقیماً بر سودآوری آتی اثر میگذارد.
نکات مدیریت بدهی بلندمدت
مدیریت بدهی بلندمدت مستلزم پایش مستمر نسبتهای مالی و برنامهریزی دقیق جریان نقدی است تا تعهدات در سررسید بدون فشار نقدینگی تسویه شوند. تفکیک صحیح بخش جاری و غیرجاری، پیشبینی هزینه بهره و بازنگری در ساختار سرمایه از اقدامات کلیدی در این مسیر است. همچنین تصمیمگیری درباره تأمین مالی جدید باید با توجه به ظرفیت بازپرداخت و اهداف توسعهای انجام شود. رویکرد متعادل در این زمینه میتواند ریسک را کنترل و رشد پایدار را تقویت کند.
جمعبندی
بدهی غیر جاری درحسابداری یکی از اجزای کلیدی ساختار سرمایه است که نشان میدهد شرکت چگونه منابع مالی بلندمدت خود را تأمین کرده و چه تعهداتی در سالهای آینده دارد. بررسی ماهیت بدهی غیر جاری، انواع بدهی غیرجاری و جایگاه بدهی غیرجاری در ترازنامه به تحلیل دقیقتر ریسک، توان پرداخت و اهرم مالی کمک میکند. برای حسابداران و مدیران مالی، طبقهبندی صحیح و مدیریت هوشمندانه این تعهدات نقش مهمی در ارائه تصویر منصفانه از وضعیت مالی دارد. در نهایت، تعادل میان بدهیهای جاری و غیرجاری است که پایداری مالی یک واحد تجاری را تضمین میکند.
چه میزان این مقاله برای شما مفید بود؟
برای امتیازدهی کلیک کنید.
میانگین امتیاز: 5 / 5. تعداد امتیازها: 1
برای این مقاله، امتیازی ثبت نشده است.
سوالات متداول
بدهی غیرجاری در حسابداری دقیقاً چه زمانی شناسایی میشود؟
زمانی که تعهدی ناشی از رویداد گذشته ایجاد شده و انتظار میرود تسویه آن بیش از یک سال مالی طول بکشد، بهعنوان بدهی غیرجاری شناسایی و در ترازنامه ثبت میشود.
تفاوت اصلی بدهی جاری و بدهی غیرجاری چیست؟
تفاوت اصلی در زمان سررسید است؛ بدهی جاری ظرف یک سال تسویه میشود اما بدهی غیرجاری سررسیدی بیش از یک سال دارد و بیشتر به تأمین مالی بلندمدت مربوط است.
آیا بخشی از وام بلندمدت میتواند بدهی جاری محسوب شود؟
بله، اقساطی از وام که در سال مالی آتی سررسید میشوند باید از بدهی غیرجاری تفکیک و در بخش بدهیهای جاری طبقهبندی شوند.
بدهی غیرجاری چه اثری بر نسبتهای مالی دارد؟
این بدهی بر نسبتهایی مانند نسبت بدهی به دارایی و شاخصهای اهرم مالی اثر میگذارد و در ارزیابی توان پرداخت بلندمدت شرکت نقش مهمی دارد.
چرا مدیریت بدهی غیرجاری اهمیت دارد؟
زیرا بازپرداخت اصل و بهره آن نیازمند برنامهریزی دقیق جریان نقدی است و در صورت افزایش بیشازحد میتواند ریسک مالی و هزینه تأمین سرمایه را بالا ببرد.
آنچه در این نوشتار خواهید خواند
اخبار و مقالات مرتبط
دستهبندی اخبار و مقالات
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
همچنین میتوانید جهت آگاهی از آخرین اخبار در حوزه حسابداری و حسابرسی و اطلاع از بروزرسانی نرمافزار و افزونه های حسابداری سیبا، مارا در شبکههای اجتماعی زیر نیز دنبال کنید. خوشحالیم که همراه ما هستید.



