
- ۲۵ دی ۱۴۰۴
- ...
- بدون پاسخ
- 7 دقیقه
محاسبه بهای تمام شده برای کسب و کارهای خدماتی و تولیدی؛ ۴ روش ساده و قابل اجرا
اشتراک گذاری این مقاله:


نویسنده:
تیم تحریریه

نویسنده:
تیم تحریریه
تاریخ بروزرسانی:
۲۶ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه:
تعداد بازدید:
سطح مقاله:
متوسط
در شرکتهای تولیدی بهای تمام شده شامل هزینههای مستقیم مانند مواد اولیه، دستمزد نیروی کار خط تولید و همچنین هزینههای غیرمستقیم نظیر استهلاک ماشینآلات، انرژی مصرفی و سربار کارخانه میشود. اما در کسبوکارهای خدماتی، چون محصول ملموس وجود ندارد، تمرکز اصلی بر هزینههای نیروی انسانی، تجهیزات فنی، اجاره فضا، نرمافزارها و سایر هزینههای پشتیبانی است.
هدف از محاسبه بهای تمام شده، تعیین قیمت فروش مناسب، کنترل هزینهها، افزایش بهرهوری و تصمیمگیری دقیق در زمینههای مالی است. در واقع، هر چه برآورد بهای تمام شده دقیقتر باشد، مدیریت میتواند تصمیمات استراتژیکتری در مورد قیمتگذاری، سرمایهگذاری و افزایش سودآوری اتخاذ کند. در ادامه این مقاله از سایت سیبا حساب میخواهیم به صورت تخصصیتر این مفهوم را بررسی کنیم.
محاسبه بهای تمام شده برای کسب و کارهای خدماتی و تولیدی
در کسبوکارهای تولیدی، پیچیدگی این مسئله ناشی از تنوع مواد اولیه، نوسان قیمتها، تفاوت در بهرهوری نیروی کار و تخصیص هزینههای سربار به محصولات مختلف است. در مقابل، در واحدهای خدماتی که محصول ملموسی وجود ندارد، چالش اصلی در شناسایی و تفکیک هزینههای نیروی انسانی، زمان صرفشده برای هر پروژه، تجهیزات پشتیبانی و هزینههای اداری نهفته است.
بسیاری از شرکتها بدون داشتن نظام دقیق محاسبه بهای تمام شده، قیمتگذاری اشتباه انجام میدهند و یا در تحلیل سود واقعی دچار خطا میشوند. بنابراین، استفاده از روشهای استاندارد همچون هزینهیابی سفارش کار، هزینهیابی مرحلهای یا هزینهیابی مبتنی بر فعالیت (ABC) برای محاسبه صحیح بهای تمام شده که یکی از اصول و مفروضات حسابداری است، ضروری میباشد تا سازمان بتواند با شناخت کامل از ساختار هزینههای خود، در مسیر سودآوری و رقابتپذیری پایدار حرکت کند.
چرا دانستن بهای تمام شده برای تصمیم گیری مالی ضروری است؟
دانستن بهای تمام شده برای تصمیمگیری مالی در هر کسبوکاری بنابر دلایل زیر بسیار حائز اهمیت است:
- افزایش دقت در قیمتگذاری محصولات و خدمات
- کنترل و کاهش هزینههای غیرضروری در فرآیند تولید یا ارائه خدمت
- تحلیل سودآوری هر محصول یا پروژه بهصورت جداگانه
- بهبود تصمیمگیری در زمینه سرمایهگذاری و توسعه فعالیتها
- پایش کارایی واحدهای مختلف سازمانی و شناسایی نقاط ضعف
- تعیین بودجه واقعی و مقایسه عملکرد با هزینههای پیشبینیشده
- افزایش شفافیت مالی برای مدیران، سهامداران و حسابرسان

اجزای اصلی بهای تمام شده: مواد، دستمزد و سربار
اجزای اصلی بهای تمام شده بهعنوان ستونهای محاسبه هزینه در هر واحد اقتصادی شناخته میشوند. در هر کسبوکاری که محصولی تولید یا خدماتی ارائه میکند، سه بخش کلیدی یعنی مواد، دستمزد و سربار، بخش عمدهای از هزینههای نهایی را تشکیل میدهند.
مواد مستقیم
مواد مستقیم شامل تمام اقلامی است که مستقیماً در تولید محصول نهایی مصرف میشوند و بهوضوح در آن قابل شناساییاند. در صنایع تولیدی، این بخش بیشترین سهم از بهای تمام شده را به خود اختصاص میدهد؛ مانند فولاد در خودروسازی یا چرم در تولید کیف و کفش.
محاسبه دقیق مقدار و قیمت مواد مصرفی، برای کنترل انبار، جلوگیری از هدررفت و برنامهریزی تولید حیاتی است. در کسبوکارهای خدماتی نیز ممکن است مواد مصرفی خاصی مانند لوازم اداری یا ابزارهای مصرفی تخصصی وجود داشته باشد که در این دسته قرار میگیرند.
دستمزد مستقیم
دستمزد مستقیم، هزینهای است که به کارکنان درگیر در تولید محصول یا ارائه خدمت پرداخت میشود. این گروه شامل افرادی است که مستقیماً در فرآیند اصلی کار نقش دارند؛ مانند کارگران خط تولید، تکنسینهای فنی یا کارشناسانی که به مشتری خدمت ارائه میکنند. اهمیت این بخش در آن است که مستقیماً بر بهرهوری و کیفیت خروجی اثر میگذارد. مدیریت کارآمد زمان، بهینهسازی نیروی انسانی و تحلیل نرخ ساعت کاری از عوامل کلیدی برای کنترل بهای تمام شده در این بخش است.
هزینه های سربار
هزینههای سربار شامل تمامی مخارج غیرمستقیمی است که در فرآیند تولید یا ارائه خدمت صرف میشود، اما بهصورت مستقیم قابل انتساب به محصول خاصی نیست. مواردی مانند استهلاک ماشینآلات، اجاره مکان، هزینه برق، آب، بیمه و نگهداری تجهیزات در این دسته قرار دارند. این بخش از بهای تمام شده معمولاً پیچیدهترین قسمت محاسباتی است، زیرا نیاز به تخصیص منطقی و دقیق بین واحدهای مختلف دارد.
مدیریت هزینهها یکی از اصلیترین چالشهای مالی در هر سازمان است و در همین راستا آشنایی با مرکز هزینه در حسابداری میتواند نقش مهمی در رفع این چالش داشته باشد.
روش های جذب هزینه سربار در محاسبه بهای تمام شده
در فرآیند حسابداری با استفاده از نرم افزار حسابداری تولیدی و صنعتی، یکی از بخشهای مهم و در عین حال پیچیده، نحوه جذب هزینههای سربار در تولید است. هزینههای سربار شامل آن دسته از مخارجی است که بهطور مستقیم قابل انتساب به یک محصول خاص نیستند، اما در کل فرآیند تولید نقش مؤثری دارند؛ مانند استهلاک تجهیزات، هزینه نگهداری کارخانه یا مصرف انرژی. روشهای مختلفی برای جذب این هزینهها وجود دارد که انتخاب صحیح آنها بر دقت بهای تمام شده و تصمیمگیریهای مدیریتی تأثیر مستقیم دارد.
روش نرخ جذب ساعتی
در این روش، هزینههای سربار بر اساس ساعت کار ماشینآلات یا نیروی انسانی میان محصولات تقسیم میشود. برای مثال، اگر ماشینآلات در هر ساعت مبلغ مشخصی از هزینه سربار ایجاد کنند، با ضرب نرخ جذب در ساعات واقعی کار، میزان هزینه سربار هر محصول مشخص میشود. این روش برای صنایع تولیدی که زمان کار ماشین عامل اصلی هزینه است، بسیار مناسب محسوب میشود.
روش نرخ جذب بر اساس دستمزد مستقیم
در این روش، هزینههای سربار متناسب با دستمزد مستقیم هر محصول یا پروژه تخصیص داده میشود. فرض بر این است که هرچه دستمزد مستقیم بیشتر باشد، استفاده از منابع غیرمستقیم نیز افزایش مییابد. این روش ساده و رایج است، اما در صنایع اتوماتیک که نقش نیروی انسانی کمتر است، دقت کافی ندارد.
روش نرخ جذب بر اساس مواد مصرفی
در برخی صنایع، مصرف مواد اولیه رابطه نزدیکی با میزان هزینههای غیرمستقیم دارد. در این حالت، هزینه سربار به نسبت ارزش مواد مصرفی به محصولات تخصیص مییابد. این روش زمانی مفید است که مواد اولیه بخش بزرگی از بهای تمام شده را تشکیل دهند، مانند صنایع غذایی یا شیمیایی.
روش هزینهیابی بر مبنای فعالیت (ABC)
در روش هزینهیابی بر مبنای فعالیت، هزینههای سربار بر اساس فعالیتهایی که موجب ایجاد آنها میشوند، میان محصولات یا خدمات تقسیم میگردد. این روش مدرنترین و دقیقترین شیوه جذب هزینه سربار است، زیرا هر فعالیت بهصورت مجزا بررسی و هزینه آن به محصولاتی که از آن فعالیت استفاده کردهاند، تخصیص مییابد.
محاسبه بهای تمام شده در کسب و کارهای خدماتی
برخلاف واحدهای تولیدی که محصول فیزیکی دارند، در کسبوکارهای خدماتی تمرکز اصلی بر منابع انسانی، زمان و هزینههای پشتیبانی است. نخستین اصل، تفکیک هزینههای مستقیم و غیرمستقیم است؛ به این معنا که باید هزینههایی مانند حقوق کارشناسان یا تکنسینها که مستقیماً در ارائه خدمت نقش دارند، از هزینههای اداری و عمومی جدا شود.
دومین اصل، تخصیص هزینهها بر اساس زمان واقعی صرفشده برای هر خدمت است، زیرا در خدمات، زمان مهمترین عامل تولید ارزش است. اصل سوم، شناسایی و ثبت هزینههای سربار شامل اجاره، نرمافزارها، تجهیزات و سایر مخارج پشتیبانی است که باید متناسب با میزان استفاده هر واحد یا پروژه تقسیم گردد. اصل چهارم، کنترل و بازبینی دورهای هزینهها است تا مغایرتها و اتلاف منابع شناسایی شود.
قالب ساده برای محاسبه و گزارش بهای تمام شده
این فرمت همیشه طراحی میشود که تمام اجزای اصلی هزینه را به تفکیک نشان دهد و در پایان، مجموع هزینه تولید یا ارائه خدمت را مشخص کند. این قالب هم در شرکتهای تولیدی و هم در واحدهای خدماتی کاربرد دارد و به مدیران کمک میکند تصویر دقیقی از وضعیت هزینهها و سود واقعی بهدست آورند.
| ردیف | عنوان هزینه | شرح یا جزئیات | مبلغ (ریال) | توضیحات تکمیلی |
| ۱ | مواد مستقیم | مواد اولیه مصرفی، قطعات و اقلام اصلی تولید | ||
| ۲ | دستمزد مستقیم | حقوق و مزایای کارکنان درگیر در فرآیند اصلی تولید یا خدمت | ||
| ۳ | هزینههای سربار | اجاره، انرژی، بیمه، استهلاک، تعمیر و نگهداری | ||
| ۴ | جمع هزینههای تولید | مجموع سه بخش بالا | ||
| ۵ | موجودی کالای در جریان ساخت (ابتدای دوره) | محصولات نیمهتمام دوره قبل | ||
| ۶ | موجودی کالای در جریان ساخت (پایان دوره) | محصولات نیمهتمام دوره جاری | ||
| ۷ | بهای تمام شده کالای ساختهشده | جمع هزینههای تولید بهعلاوه تعدیلات موجودی | ||
| ۸ | هزینههای فروش و اداری | هزینه بازاریابی، توزیع، حقوق اداری، مالیات | ||
| ۹ | بهای تمام شده خدمات یا کالای فروختهشده | مجموع کل هزینههای واقعی تا زمان فروش |

اشتباهات رایج در محاسبه بهای تمام شده
در فرآیند محاسبه هزینهها، دقت و شفافیت نقش تعیینکنندهای در نتیجه نهایی دارد. با این حال، بسیاری از سازمانها و حسابداران در عمل دچار خطاهایی میشوند که منجر به ارائه گزارشهای نادرست از بهای تمام شده، اشتباه در قیمتگذاری و تصمیمگیریهای مالی میشود.
نادیده گرفتن هزینههای غیرمستقیم
بسیاری از شرکتها در محاسبه بهای تمام شده تنها به هزینههای مستقیم مانند مواد و دستمزد توجه میکنند و هزینههای غیرمستقیم همچون استهلاک، اجاره، انرژی و بیمه را بهدرستی محاسبه نمیکنند. این خطا موجب میشود بهای واقعی محصول کمتر از مقدار واقعی گزارش شود و تصمیمات قیمتی نادرست اتخاذ گردد.
استفاده از دادههای تاریخی قدیمی
بهروزرسانی نکردن اطلاعات هزینهها یکی از اشتباهات متداول است. زمانی که دادههای سالهای گذشته بدون تعدیل برای تغییرات تورمی یا تغییر شرایط بازار استفاده شوند، نتایج بهدستآمده دقت خود را از دست میدهند و تصمیمات مبتنی بر آنها غیرواقعی خواهند بود.
تخصیص نادرست هزینههای سربار
در بسیاری از واحدهای تولیدی، هزینههای سربار بهصورت نامتناسب میان محصولات یا پروژهها تقسیم میشود. انتخاب مبنای اشتباه برای جذب سربار، مانند استفاده از دستمزد مستقیم در صنعتی که ماشینآلات نقش اصلی دارند، میتواند منجر به گزارش بهای تمام شده غیرواقعی و در نتیجه، تحلیل نادرست سودآوری شود.
سخن پایانی سیبا
امروزه اما این مفهوم، مجموع تمامی هزینههای صرفشده برای تولید یک کالا یا ارائه یک خدمت را دربر میگیرد و شامل سه جزء اصلی مواد، دستمزد و سربار است. در کسبوکارهای تولیدی، دقت در شناسایی و تخصیص هر یک از این بخشها، مبنای محاسبه قیمت فروش، کنترل هزینهها و تحلیل عملکرد واحدهاست. در شرکتهای خدماتی نیز تمرکز اصلی بر هزینههای انسانی، تجهیزات پشتیبانی و زمان صرفشده برای ارائه هر خدمت قرار دارد.
چه میزان این مقاله برای شما مفید بود؟
برای امتیازدهی کلیک کنید.
میانگین امتیاز: 4.8 / 5. تعداد امتیازها: 20
برای این مقاله، امتیازی ثبت نشده است.
آنچه در این نوشتار خواهید خواند
اخبار و مقالات مرتبط
دستهبندی اخبار و مقالات
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
همچنین میتوانید جهت آگاهی از آخرین اخبار در حوزه حسابداری و حسابرسی و اطلاع از بروزرسانی نرمافزار و افزونه های حسابداری سیبا، مارا در شبکههای اجتماعی زیر نیز دنبال کنید. خوشحالیم که همراه ما هستید.



